عبد الرزاق اللاهيجي

333

گوهر مراد ( فارسى )

الأعمال الفاضحة و لا تأمن البليّات و قد عملت السّيئات » يعنى خندهء دندان نما مكن و حال آنكه كارهاى رسوا كرده باشى و از شبيخون بلا ايمن مباش و حال آنكه از تو بديها به وجود آمده باشد . و نيز شيخ گفته : كه اكثر آنچه معتقدند جمهور مر آن را ، و مقر و قائلند به آن ، يعنى از « 1 » معجزات و اجابت دعوات و ساير خوارق عادات لا محاله حقّ است و هيچ‌گونه استبعادى در آن نيست و هيچ كس از فلاسفه منكر و دافع آن نيست : « و إنّما يدفعه هؤلاء المتشبّهة بالفلاسفة جهلا منهم بعلله و أسبابه » . و گفته كه ما در اين باب كتابى موسوم به « البرّ و الإثم » ساخته‌ايم و بيان اسباب و علل آن پرداخته ؛ « فتأمّل شرح هذه الامور من هناك و صدق بما يحكي من العقوبات الالهيّة النّازلة ، على مدن فاسدة و اشخاص ظالمة و انظر أنّ الحقّ كيف ينصر » . « 2 » و گاه باشد كه نفس نبى يا ولى در قوّه به مرتبه‌اى باشد كه تأثير در مادّهء كائنات و تصرّف در طبايع موجودات بىتوسّط « 3 » نفوس فلكيه توان كرد ؛ و بالجمله امور حادثه « 4 » از اين سبب چون نه از راه اسباب عاديّه است كه معتاد و مقرّر شده تأديه آنها به وجود مسببات على سبيل الاستمرار ، لهذا امثال اين امور را خوارق عادات گويند . پس اگر مقرون به دعوت باشد ، يا اصالتا چنان كه در انبياء و يا نيابت ، چنان كه در اوصياء انبياء معجزه خوانند ، و الّا كرامات نامند چنان كه از صلحاى مؤمنين « 5 » . و گاه باشد كه « 6 » قوّت نفس در اشرار به مرتبه‌اى رسد كه از تصوّرش امور غريبه حادث شود و آن را كهانت خوانند . و اگر مقرون به دعوت باطلى باشد فرق آن از معجزه به بطلان ما يدعو اليه به حسب عقل توان كرد ، پس قدح در تصديق معجزات انبياء نكند .

--> ( 1 ) الف : « از » ندارد . ( 2 ) الشفاء ، الهيات ص 555 . ( 3 ) ج : بىواسطه . ( 4 ) ب : عارضه . ( 5 ) ب : كه به اولياء موسوم و مشهورند . ( 6 ) ب ، ج : « كه » ندارد .